جایگاه فلسفه سیاسی رالز در ایران/ رالز لیبرالیسم را از زوال نجات داد
21 بازدید
موضوع: فلسفه
مصاحبه کننده : خبرنگار خبرگزاری مهر
محل مصاحبه : منزل
نحوه تهیه : فردی
محل انتشار : سایت خبرگزاری مهر
تاریخ نشر : Dec 1 2012 12:00AM
تعداد شرکت کننده : 0
در گفتگو با مهر مطرح شد؛
جایگاه فلسفه سیاسی رالز در ایران/ رالز لیبرالیسم را از زوال نجات داد
یکی از پژوهشگران حوزه فلسفه سیاسی با بیان اینکه اندیشه رالز، لیبرالیسم را از خطر زوال نجات داد، به جایگاه اندیشه رالز در ایران اشاره کرد و گفت: با توجه به تأکیدی که رالز بر مقوله عدالت دارد و با عنایت به اینکه شیعه نیز اهتمام زیادی به عدالت دارد جریانات شیعی و طرفدار عدالت نمی توانند نسبت به دیدگاه های رالز بی تفاوت باشند.

عبدالرئوف افضلی نویسنده کتاب «تبیین و نقد فلسفه سیاسی جان رالز» در مورد جایگاه جان رالز فیلسوف سیاسی آمریکایی در تاریخ اندیشه سیاسی قرن 21 به خبرنگار مهر گفت: رالز با توجه به خدمتی که به فلسفه سیاسی به معنای عام و لیبرالیسم به معنای خاص انجام داد در اندیشه سیاسی امروزی جایگاه ویژه ای دارد. در زمانی که فلسفه سیاسی تحت تأثیر انتقادات پوزیتویستها از مرکز توجه خارج و به حاشیه رانده شد و لیبرالیسم تحت فشار شعارهای مساوات طلبانه مارکسیست ها پویایی خود را از دست داده بود رالز شکاهکار خود یعنی «نظریه ای در باب عدالت» را منتشر کرد.

وی افزود: انتشار این اثر به اعتراف صاحب نظران اندیشه سیاسی هم به احیای فلسفه سیاسی کمک کرد و هم لیبرالیسم را از خطر زوال نجات داد. با توجه به این پیشرفتها بعید است که فلسفه سیاسی رالز به زودی اهمیت خود را از دست بدهد.
 
این پژوهشگر حوزه و دانشگاه در مورد علت پرداختن رالز به بحث عدالت در اندیشه لیبرالیسم گفت: مارکسیسم بر لغو مالکیت خصوصی و اجرای کامل مساوات تکیه و تأکید داشت. در مقابل، لیبرالیسم بر اصل آزادی انسانها بیش از پیش تأکید می کرد. برخی از تحولات قرن بیستم و پیروزی انقلابات مارکسیستی در پاره ای از نقاط جهان این تصور را در اذهان ایجاد می کرد که کاپیتالیسم و همچنین لیبرالیسم توان ایستادگی در برابر مارکسیم را ندارد و باید در برابر آن سر تسلیم فرود آورد.
 
افضلی افزود: رالز با تفسیری که از عدالت ارائه داد و در آن مفهوم آزادی را در کنار مفهوم برابری نشاند در واقع به بازسازی لیبرالیسم همت گماشت و کار او دست کم در محافل آکادمیک قویا مورد توجه ارباب اندیشه قرار گرفت. هم مارکسیستها بر روی اصل عدالت تأکید دارند و هم لیبرالها و دیگران.
 
 
این محقق تأکید کرد: کاری که رالز انجام داد در واقع تفسیر جدیدی بود که از عدالت ارائه کرد. عدالت از منظر مارکسیستها مساوی بود با برابری. عدالت از نظر لیبرالهای سنتی مساوی بود با آزادی. رالز با قرین کردن مفهوم آزادی با مفهوم برابری به تلقی جدیدی از عدالت دست یافت که می توان آن را در واقع تلفیقی از مارکسیسم و لیبرالیسم دانست.
 
وی افزود: از نظر رالز علت ضعف لیبرالیسم در برابر مارکسیسم توجه نکردن به عدالت به معنای برابری بود و او با تأکید بر اصل برابری کوشید این نقیصه را بر طرف کند.
 
افضلی به تفاوت دیدگاه رالز با فایده گرایان در مورد مفهوم عدالت اشاره کرد و گفت: در نظرگاه فایده گرایان یا سودگرایان اصل سود و بیشینه سازی سود همان معنای مورد نظر از عدالت است. تصمیمی از این نظرگاه عادلانه است که بیشترین سود و فایده را به همراه داشته باشد. رالز هم اصل سود را مد نظر قرار داده است اما فرقی که دیدگاه او با دیدگاه دیگران دارد در فرد یا افرادی است که از این سود منتفع می گردد.
 
وی افزود: اگر اصل سود را به عنوان یک اصل اخلاقی بپذیریم در این صورت باید به تصمیم هایی اندیشید که بیشترین بازدهی را برای فرد تصمیم گیر داشته باشد. در نظام لیبرالی مبتنی بر اصل فایده، افراد مجازند برای بیشتر کردن نفع خود دست به هر اقدامی بجز اضرار به دیگران بزند. اما در اندیشه رالز، افراد می توانند به نفع خود باندیشند اما در کنار آن باید نفع جامعه و بخصوص اقشار آسیب پذیر را نیز مد نظر قرار دهد.
 
این پژوهشگر تأکید کرد: از نظر اندیشه لیبرالی مبتنی بر اصالت فایده، یک نابغه با توجه به نبوغی که دارد حق دارد بیش از دیگران از امتیازات موجود در جامعه استفاده کند چرا که او شایستگی دارد و شایستگی مربوط به خود او است. اما در تفکر رالز قضیه به این سادگی نیست. نبوغ انسان مربوط به استعداد خدادادی است و خود انسان در به وجود آوردن آن هیچ نقشی ندارد. بنابراین، دلیلی ندارد که بخاطر نبوغ خود بیش از دیگران خود را واجد امتیاز بداند.
 
افضلی در مورد میزان کارآمدی اندیشه رالز در مورد عدالت در جوامع لیبرال نیز گفت: به نظر می رسد مخاطب فلسفه سیاسی رالز بیشتر نخبگان و صاحبان اندیشه سیاسی است تا سایر افراد. اگر واقعیت از این قرار باشد آنگاه می توان گفت که رالز تا حد بسیار زیاد موفق بوده چرا که او با آراء و افکار خود توانست بیش از یک دهه دیدگاه های صاحبان اندیشه را به خود معطوف کند. اما در حوزه عمل به نظر توفیق چندانی با رالز همراه نبوده است و ما در غرب شاهد شکل گیری نظامی بر پایه اندیشه رالز نبوده ایم؛ اگر چه تأثیرات جزئی را نمی توان انکار کرد.
 
وی در مورد جایگاه رالز و فلسفه سیاسی او در ایران گفت: اندیشه های که در غرب تولید می گردد متأسفانه با یکی دو دهه تأخیر وارد کشورهای اسلامی می شود که محاسن و معایب خاص خود را دارد. رونق کار رالز بیشتر مربوط به دهه 70 و 80 میلادی بوده است اما ما اکنون با افکار او آشنا می شویم و به ترجمه و تفسیر دیدگاه های او همت می گماریم.
 
این پژوهشگرافزود: اقبال و توجهی که در ایران به رالز نشان داده شده، خوب است. اکنون برخی از کتابهای بسیار مهم رالز از جمله «نظریه ای در باب عدالت» و «قانون ملل» وی به فارسی ترجمه شده و مقالات و کتاب هایی نیز در این خصوص نگارش یافته است.
     
وی تصریح کرد: با توجه به تأکیدی که رالز بر مقوله عدالت دارد و با عنایت به اینکه شیعه نیز اهتمام زیادی به عدالت دارد جریانات شیعی و طرفدار عدالت نمی توانند نسبت به دیدگاه های رالز بی تفاوت باشند.

به گزارش مهر، کتاب« تبیین و نقد فلسفه سیاسی جان رالز» نوشته عبدالرئوف افضلی به همت پژوهشکده باقرالعلوم(ع)توسط شرکت چاپ و نشر بین الملل عرضه شده است.
آدرس اینترنتی